سوال:
خواهشمندیم نظر شریف خود را در مورد استخاره با تسبیح بیان فرمایید.
جواب:
استخاره بر چند گونه است. استخاره قرآنی، استخاره ذات الرقاع، استخاره با تسبیح، و آسانترین آنها استخاره با تسبیح به نحو خاصی که به زوری میتوان انجام داد همان است که به نقل محدث قمی رحمة الله علیه از علامه مجلسی و او از پدر بزرگوارش مجلسی اول و او از استادش شیخ بهائی رضوان الله علیه نقل کرده و شیخ بهائی فرموده: شنیدم از مشایخ ـ یعنی بزرگان و علمای اعلام ـ که گفتگو میکردند از حضرت قائم عجل الله فرجه که در استخاره با تسبیح، تسبیح را به دست گیرد و سه مرتبه صلوات بر محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین بفرستد و یک قبضه از تسبیح را بگیرید و دو تا دو تا بشمرد. پس اگر یکی باقی ماند بجا آورد و اگر دو تا باقی ماند آن را ترک کند.
تذکر میدهیم که استخاره قرآنی برای کسانی است که آشنا با معانی قرآن باشد تا خوب و بد مطلب را در آن کشف کنند
سوال:
اگر عالمی شیعی تظاهر به صحت بعضی از عقائد اهل سنت کند که مخالفت با شیعه دارد، آیا مرتد میشود؟ در چه صورتی مرتد میشود؟
جواب:
مرتد کسی است که یا بهطور کلی از اسلام خارج شود، یا یکی از ضروریات دین اسلام را انکار کند، در حالی که آگاه باشد آن مطلب از ضروریات دین است.
سوال:
با توجه به مضامین و محتوای زیارت رجبیه منسوب به امام عصر عج که توصیه شده در ماه رجب در حرم ائمه خوانده شود، أيا قرائت آن خطاب به امامزادگان یا در حرم امامزادگان صحیح است؟
جواب:
ظاهر عبارات این زیارت شریفه آن است که خطاب به امامان علیهم السلام است، و از این رو خواندن این زیارت با خطاب به امامان معصوم علیهم السلام در حرم مقدس امامزادگان که فرزندان آن بزرگوارانند، مشکل ندارد؛ بلکه موجب زیادتی اجر و ثواب زائر است.
سوال:
علم اهل بیت علیهم السلام محدود به مسائل شرعی بوده یا در مطلق علوم و حوادث عالَم بوده است؟
جواب:
علم ائمه طاهرین علیهم السلام محدود به دایره خاص و موضوع مخصوص نیست؛ بلکه کمّاً و کیفاً علم آنان دایرهای موسّع دارد که شامل امور فراوان میشود، علم به گذشته و آینده، چنانکه در روایتی از امام صادق علیه السلام آمده که میفرمایند:
«إِنِّي لَأَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مَا فِي الْجَنَّةِ وَ أَعْلَمُ مَا فِي النَّارِ وَ أَعْلَمُ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ ...» (کافی، ج1، ص261، ح2)
من آنچه را كه در آسمانها و آنچه را كه در زمين است مىدانم، و آنچه در بهشت است مىدانم، و آنچه در جهنّم است مىدانم، و آنچه بوده و آنچه خواهد بود مىدانم.
و نیز امام امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه خطبه 189 میفرماید:
«أَيُّهَا اَلنَّاسُ سَلُونِي قَبْلَ أَنْ تَفْقِدُونِي فَلَأَنَا بِطُرُقِ اَلسَّمَاءِ أَعْلَمُ مِنِّي بِطُرُقِ اَلْأَرْضِ ...»
هان ای مردم از من بپرسید پیش از آنکه مرا نیابید چه آنکه من به راههای آسمان از راههای زمین بیناتر و آگاهترم.
روایات در این باب بسیار است که ما نمونهای از آنها را آورده و ارائه کردیم.
سوال:
آیا مسیحیها و یهودیها نجس هستند؟
جواب:
بنابر احتیاط واجب، با آنان معامله نجس میشود.
سوال:
اگر شخصی از پدر و مادر مسلمان، با تحقیق بخواهد یکی دیگر از ادیان ابراهیمی را انتخاب کند آیا با تغییر دین مرتد شناخته میشود با استناد به آیه قرآن «لا اکراه فی الدین»؟
جواب:
اگر شخصی که در حکم اسلام بوده و مسلمان شمرده میشده، واقعا دین خود را تغییر دهد، «مرتد» خواهد بود. برداشتی که ظاهراً از آیه کریمه «لا إکراه فی الدین» در نظر دارید، صحیح نیست؛ زیرا اگر منظور این باشد که هرکس با هر توجیهی میتواند دین خود را تغییر دهد و هیچ مسئولیتی متوجه او نیست، لازمهاش این است که آمدن پیامبر خاتم (صلی اله علیه و اله) و تشریع دین اسلام، بیهوده باشد. افزون بر این، آیات متعددی که در مورد احکام و مقررات اسلامی نازل شده و مخالفت با آنها را فسق، کفر و ضلالت دانسته و موجب عذاب الهی معرفی میکند، این برداشت را باطل مینماید.
سوال:
بسيارى از شيعيان و محبان أهل البيت عليهم السلام، خود را در اشعار و مداحىكردن، كلب و سگ معرفى مىكنند و نيت آنان نيز وفادارى و اوج پايين بودن خودشان در برابر مقام معصومين عليهم السلام است، آيا چنين عملى اشكال دارد؟
جواب:
بیان چنین مطلبی در شعر یا غیر آن، مانعی ندارد
سوال:
در دعای شریف عهد سه واژه مذکور است:
۱. اراده حضرت (والسابقين الى ارادته)
.۲ امر حضرت (والممتثلين لأوامره)
۳. حوائج حضرت (والمسارعين اليه في قضاء حوائجه)
لطفاً بفرمائید:
اولاً تفاوت این سه عنوان چیست؟
ثانیاً حوائج حضرت مشخصاً چیست؟ و چگونه می توان سرعت به قضاء آن داشت؟
جواب:
۱) «اراده» صفتی قائم به نفس است. مقصود از عبارت «والسابقین إلى إرادته» آن است که حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اراده انجام کاری را دارند، هرچند بهجهت مصالحی آن را با لفظ اظهار نفرموده باشند. در این حال، دلدادگان و شیعیان خالص آن حضرت، پیش از آنکه این اراده اظهار شود، آن را درک کرده و در انجام آن پیشگام میشوند.
۲) عبارت «والممتثلین لأوامره» ناظر به مرحلهای است که اراده حضرت از مرتبه نفسانی گذشته و بهصورت امر و دستور ابراز شده است. در این مرحله، دلدادگان حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) فرمان ایشان را امتثال کرده، از آن اطاعت میکنند و از مخالفت با آن میپرهیزند.
۳) مقصود از «والمسارعین إليه في قضاء حوائجه» آن است که انسان دریابد حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از رفتار، سیره یا شیوه برخورد شخصی با مردم، دوستان یا حتی دشمنان خشنود هستند و در دل آرزو دارند که همه شیعیان چنین باشند؛ هرچند این خواسته را نه بهصورت امر بیان فرموده باشند و نه حتی آن را اراده کرده باشند. در چنین فرضی، دلدادگان آن حضرت میکوشند آنچه را محبوب و مطلوب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است، محقق سازند و بدینوسیله در برآوردن حوائج آن حضرت پیشگام باشند.
به تعبیر دیگر، در این مرتبه، سخن از یک تمنّا و خواسته درونی است؛ اما شیعیان والامقام، که در پیروی از امام خویش بر دیگران سبقت میگیرند، برای تحقق آن خواسته نیز با شتاب و اهتمام میکوشند.
سوال:
برخی از فقها پیامبران بنی اسرائیل را یهودی میدانند و به تبع این عقیده اجداد پیامبر اسلام را یهودی و خود ایشان را نیز یهودی زاده میدانند اما برخی دیگر از فقها این مسئله را مردود میدانند و تمام پیامبران بنی اسرائیل را عرب نژاد میدانند و پیامبر اسلام را به تبع اجداد عرب تبارش، عربی میدانند! به نظر شما نژاد پیامبران بنی اسرائیل یهودی بوده یا عربی ؟
جواب:
با سلام و تحیت متقابل، آرزوی توفیقات روزافزون،
اصل کلمه «اسرائیل» نام حضرت یعقوب علیهالسلام است و به معنای «بنده خدا» میباشد. حضرت یعقوب، فرزند حضرت اسحاق علیهالسلام بود و حضرت اسحاق و حضرت اسماعیل علیهماالسلام هر دو فرزندان حضرت ابراهیم علیهالسلام هستند. بنیاسرائیل از نسل حضرت یعقوب علیهالسلاماند و پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله از نسل حضرت اسماعیل علیهالسلام میباشد.
اما درباره آنچه فرمودهاید که نژاد پیامبران بنیاسرائیل عربی بوده است، ظاهراً چنین نیست؛ زیرا حضرت ابراهیم، حضرت اسحاق و حضرت یعقوب علیهمالسلام از اعراب نبودهاند. حضرت ابراهیم علیهالسلام در شهر بابل و در دوران حکومت نمرود زندگی میکرد و سپس از آنجا به مصر، فلسطین و شام هجرت نمود.
از سوی دیگر، یهودی بودن پیامبران بنیاسرائیل نیز ثابت نیست؛ بلکه به مقتضای آیات شریف قرآن کریم، این نسبت منتفی است. خداوند متعال در سوره بقره، آیه ۱۴۰ میفرماید:
﴿أَمْ تَقُولُونَ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطَ كَانُوا هُودًا أَوْ نَصَارَى قُلْ أَأَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهَادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ﴾
و نیز در سوره آلعمران، آیه ۶۷ میفرماید:
﴿مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ﴾
مفاد این دو آیه کریمه، نفی یهودی و نصرانی بودن حضرت ابراهیم، حضرت اسماعیل، حضرت اسحاق و حضرت یعقوب علیهمالسلام است. بنابراین، پیامبران بنیاسرائیل که از نسل حضرت یعقوب علیهالسلام میباشند، یهودی نبودهاند و نسبت یهودیت به آنان، با ظاهر این آیات شریفه سازگار نیست.
طراحی و توسعه : پارسیکام